پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
6
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
لباس كردها چيزى است بين لباس ايرانىها و تركها ، و جنس آن خشن است . زنهاى آنان با سر و صورت باز حركت مىكنند و با مردهاى خودى و بيگانه بهطور آزاد به گفتگو مىپردازند . دين كردها اسلام است و به تبعيت از خان آن ناحيه ، با توجه به مقتضيات سياسى ، از آيين مذهبى تركها يا ايرانىها پيروى مىكنند . در بعضى نقاط سرزمين آنان مانند « جزيره » در بينالنهرين كه در وسط رود دجله واقع شده و رياست آن با يكى از خانهاى كرد است ، و همچنين در قسمتهاى كوهستانى كه كلدانىها به آن طور مىگويند و يا ايالات مرتفعى كه در آنجا با وجودى كه كردها داراى اكثريت هستند ، به زبان كلدانى عاميانه تكلم مىشود ؛ تعداد زيادى كلدانىهاى مسيحى زندگى مىكنند ، كه از نسطوريان « 1 » و يا يعقوبيان « 2 » هستند ، و از وجود جوانان آنان براى سربازى استفاده مىشود . اين وضع سرزمين كردها بود و اكنون برگرديم به شرح سفر . روز بيستم ژانويه ، سه ساعت قبل از برآمدن آفتاب ، قزلرباط را ترك كرديم و قبل از حركت باج معمولى را پرداختيم . بعد از چندى به سرزمينى رسيديم كه زمانى حاصلخيز و مسكون بوده ، ولى ايرانىها در يورشهاى جنگى خود آن را ويران ساخته و سكنه را تار و مار كرده بودند ؛ زيرا در اين طرفها گفته مىشود ، و من نيز كاملا با آن موافقم ، كه به بهترين برج و باروى نظامى سرحدات يك مملكت نيز نمىتوان مثل اراضى باير و صحرا براى حفظ امنيت اطمينان داشت ، زيرا اهالى بدبخت چنين سرزمينى كه محتاج لقمهاى نان هستند ، نمىتوانند خطرى به وجود بياورند و بهعلاوه موقعى كه بين دو مملكت صحرا قرار داشته باشد ، خطر اصطكاك قوا تقليل مىيابد و اختلافات مرزى پيش نمىآيد . همان روز با زحمت زياد از رودخانهاى عبور كرديم و به نظر من ، اين همان رودخانهء دياله بود كه يك مرتبه نيز با قايق از آن رد شده بوديم ؛ منتهى چون اكنون سرچشمهء آن نزديكتر بود ، عمق زيادى نداشت . در ساحل ديگر رود ، در بقاياى آبادى بزرگى كه به جز نام آن ، يعنى چاى خانگى ، چيز ديگرى از آن باقى نمانده بود ، شب را در كنار آبشارى به سر آورديم و روز بعد به سرزمين متروك و مخروبهء ديگرى رسيديم كه نام آن قصر شيرين است . شيرين كه در زبان فارسى ممكن است نام مرد و زن هر دو باشد ، نام بانوى صاحب اين قصر
--> ( 1 ) . پيروان نسطور خليفهء عيسويان قسطنطنيه كه در قرن پنجم ميلادى مىزيسته است . اين آيين كه از طرف كليساى كاتوليك در قرون پنجم و ششم ميلادى تحريم شد بعدا در عثمانى و ايران و هند و حتى تا سيبرى رسوخ پيدا كرد . ( 2 ) . پيروان يكى از فرقههاى مسيحى كه در قرن ششم ميلادى در سوريه به وجود آمد .